« February 2007 | صفحه اول | August 2007 »

May 2007 بايگاني

May 3, 2007

آلزایمر

تمدن ما انقدر کهنساله که رفته رفته دچار آلزایمر شده. می گم تمدن ما. نه دولت یا حکومت و نه مردم. یا بهتر بگم، هم حکومت و هم مردم هر کدوم به نوعی دچار آلزایمر شدن.
موقع انتخابات یادمون رفته بود که دوست نداریم تو کوچه و خیابون براندازمون کنن و بهمون تذکر حجاب بدن. من شخصا با چند خانم متشخص صحبت کردم که در درجه بندی کنونی، بدحجاب تلقی می شدن و معتقد بودن که اوضاع خیلی افتضاحه و باید یکی بیاد جلوی دخترها و زنها رو بگیره (خودشون رو بالاتر از افراد دیگه اجتماع می دیدن که توی این دسته قرار نمی گیرن).
حالا هم یادمون رفته که موقع انتخابات مخصوصا و عمدا رای دادیم تا جلوی مظاهر «افتضاح» در جامعه گرفته بشه.

دولتمردان ما هم به نحوی به آلزایمر دچارن که راهها و بیراهه های رفته رو باز هم با صرف هزینه های خیلی زیاد طی می کنن. راههایی که اگر می خواست به نتیجه مطلوبشون برسه تا حالا رسیده بود.
هیچ وقت به این نکته فکر نمی شه که تشویق و عادت دادن مردم به «نگاه» کردن به همدیگه، به خصوص به زنان که افراد آسیب پذیر اجتماع هستن، چه عواقبی می تونه داشته باشه. هیچ وقت کسانی که حتی به کار فرهنگی فکر می کنن به آثار مخرب فرهنگی این قضیه دقیق نمی شن.

ولی گاهی فکر می کنم شاید اصلا موضوع آلزایمر و این حرفها نباشه. یه زمانی یادمه که حرف زدن از دشمن خارجی ممکن بود به دلیل این باشه که اذهان از مسائل داخلی منحرف بشه. شاید حالا برعکسش در جریان باشه؟

May 21, 2007

تشکر

حنیف عزیز دوباره و مثل همیشه زحمت آراستن و رو به راه کردن این وبلاگ را کشیده که باید پیش تر از اینها از او و طراحی بهزاد باشوی عزیز قدردانی و تشکر می کرد.
دستتان درد نکند :)

به استقبال دوم خرداد

باز هم دوم خرداد دیگری رسید. روزی که تا پیش از سال هفتاد و شش معنای خاصی نداشت و پس از آن دیگر هرگز روزی مانند روزهای دیگر نخواهد بود.
کاری به امیدها و آرزوهای برباد رفته ندارم. کاری به اشتباهات یا کارهای درست و بجا ندارم. کاری به قهرمانی ها و شهادتها و داستانی که پس از آن بر ما گذشت ندارم. دوم خرداد همچنان یک حماسه است. شاید حماسه ای اتفاقی باشد، شاید فکر شده. اما به هر حال دوم خرداد یک روز حماسی است.
روزی که مفهوم اصلاحات با «مردم» و نه با قهرمانان آنان آغاز شد. مردمی که برای نتیجه ای متفاوت اقدام کردند. آنچه از دستشان بر می آمد در قالب یک «حرکت مدنی»، «حرکت قانونی»، «حرکت دمکراتیک» کردند و موجب تغییر شدند. روزی که قدرت رای مفهوم خود را نمایاند. و مردم در این سرزمین از طریق یک عمل اصلاحی، و دمکراتیک، نه عملی انقلابی اعتراض کردند و منشأ اثر شدند.

دوم خرداد از همین امروز مبارک!

May 23, 2007

ده سال گذشت

توی ماشین یاد گذشته ها افتاده بودیم. اولین سالگرد دوم خرداد. هر چه بیشتر می گفتیم، بیشتر به خاطر می آوردیم. قرار از جایی به طرف دانشگاه تهران که محل برگزاری مراسم و سخنرانی خاتمی بود راهپیمایی کنیم. من با یک دوربین بزرگ به دست جلوی صف راه افتاده بودم و عکس می گرفتم. برادرزاده ام مرضیه می گفت با مادرش یک پلاکارد بزرگ در راهپیمایی حمل می کرده. «از آنهایی که یک چوب آنرا یک نفر می گیرد و چوب دیگر را یک نفر دیگر در آن طرف خیابان!» و این مسیر طولانی را چقدر با سختی طی کرده بودند.
در دانشگاه خاتمی از آزادی می گفت. چه سخنرانی پرشوری بود. کلمه به کلمه اش با صدای سوت و کف مشتاقان همراهی می شد.
چه روزهایی بودند روزهای رونق کیوسک های مطبوعات! هر روز صبح کنار کیوسک ها شلوغ بود و همه «روزنامه» می خریدند. آن هم نه یکی، چند روزنامه می خریدند و همه را سطر به سطر می خواندند. رادیوهای بیگانه کارشان کساد شده بود، چون اخباری را که مردم می خواستند می توانستند به صحیح ترین شکل از مطبوعات به دست بیاورند.
حالا ده سال گذشته. امسال خاتمی چه می خواهد بگوید؟ چند نفر خواهند آمد؟ چه کسانی می آیند؟
اطراف اریکه ایرانیان جا برای پارک ماشین نداشت. سالن از جمعیت پر شده بود. برنامه هم سر وقت شروع شده بود. خاتمی سخنرانی می کرد. از دمکراسی می گفت. از اینکه برنامه های رها شده و نیمه کاره دولتش انشاءالله در دولت آینده ادامه خواهد یافت. از انتخابات و ضرورت شرکت کردن در آن. و جمله ای که با صدای دست زدن و تایید حاضران توام شد:

قدرت آن نیست که جهان از ما بترسد. قدرت آن است که جهان به ما احترام بگذارد.

May 26, 2007

این ملت ساده دل ولی بی فکر...


img008.jpg

این کارت یک قصابی است در یکی از شهرستانها. قصد و نیت بدی هم در کار نبوده و نیست. ولی آنچه از کار درآمده هم جالب نیست.

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007