لیست نهایی ائتلاف اصلاح طلبان اعلام شد. لیستی که بر خلاف آنچه ابتدا گفته می شد با لیست حزب اعتماد ملی مشترک است. در واقع ائتلاف بزرگ میان اصلاح طلبان انجام گرفته و این خود طلیعه یک پیروزی بزرگ است، چرا که آنها آموخته اند اهداف بلندمدت و کوتاه مدت و همچنین اولویت ها و خطوط قرمز خود را بازشناسند و سازش مثبت و ائتلاف را تجربه کرده اند.
اما نتایج انتخابات هر چه باشد، آموختنی های بسیاری همچنان باقی مانده اند. لیست پانزده نفره اصلاح طلبان در تهران تنها سه کاندیدای زن دارد. هر چند این پانزده نفر غربال شده و «ائتلافی» هستند، لیکن تعداد کاندیداهای زن مورد توافق، ابتدا بیش از سه تن بود، و در جریان این ائتلاف بزرگ که تعدیل های نهایی صورت می گرفت، اولین گزینه هایی که باید تعویض یا کنار گذاشته می شدند، باز هم زنان بودند.
کنگره مشارکت این حزب را مکلف کرده بود که در انتخابات شوراها سی درصد لیست انتخاباتی را به زنان اختصاص دهند و با توجه به اینکه لیست این انتخابات قرار بود ائتلافی و در تعامل با دیگر احزاب اصلاح طلب باشد، مقرر شده بود که مشارکت تلاش خود را در رایزنی با سایر احزاب برای گنجاندن نام زنان دست کم تا سی در صد ظرفیت لیست، بنماید. در واقع یک سوم لیست را باید زنان تشکیل می دادند. یعنی پنج نفر. در لیست کنونی سه زن حضور دارند.
حالا چه می توان کرد؟ شاید در لیست فعلی کاری که بتوان برای زنان انجام داد این باشد که زنان کاندیدا را در صدر لیست قرار دهیم. کاری که مانند اختصاص دادن سهمیه به زنان در فهرست های انتخاباتی، به احزاب توصیه می شود. زنان را کم اهمیت ندانیم. آنان می توانند در صدر لیست باشند.
اما مهمتر از آن این است که زنان در احزاب دیگر تلاش کنند درون حزب خود موقعیت خود را بهبود بخشند. به راهکارهایی مانند تحمیل کوتا سیستم یا سهمیه برای زنان به ساختار حزب خود بیاندیشند.
گذشته از مسائل سیاسی، موضوعات دیگری وجود دارد که می تواند زنان را در همه احزاب با یکدیگر همصدا و متحد کند.
اکنون که با رسیدن به این ائتلاف در واقع اولین پیروزی انتخاباتی را پیش از انتخابات به دست آورده ایم، حمایت تمام و کمال از لیست و رای دادن به همه این پانزده نفر حتمی است، اما آموختنی ها را باید آموخت.