« October 2006 | صفحه اول | December 2006 »

November 2006 بايگاني

November 1, 2006

دلم گرفته

خیلی دلم گرفته. دچار تناقض شدم. محیط اطرافم هم هیچ کمکی بهم نمی کنه، بلکه هم بدتر به این تناقض اضافه می کنه و تشدیدش می کنه.
دلم خیلی گرفته خیلی...

November 15, 2006

موضوع تکراری انتخابات از منظری تازه

چند روز پیش از کسی شنیدم که می گفت: مردم به مشترکات رای می دهند.

منظورش این بود که کسانی که در لیست های مختلف مشترکند رای بیشتری خواهند آورد. به نظر من این فکر قابل بحث است. مشترک در چه لیست هایی و چه کسانی؟
اما در مورد نفس ائتلاف می دانم که اعتماد اکثریت مردم را بیشتر جلب خواهد کرد. دلیلش این است که «چهره ها» و اشخاص سرشناس لیست ها، کسانی هستند که مردم نسبت به آنها حساسیت و تعصب پیدا می کنند. حال یا تعصب مثبت یا منفی. ائتلاف غالبا به حذف این چهره ها می انجامد و افراد مورد توافق عموم که حساسیت کمتری بر می انگیزند را وارد لیست های انتخاباتی می کند. ضمن اینکه چنین افرادی برای جلب اعتماد مردم نیاز به کار و تعهد بیشتری دارند و این خود به نتیجه انتخابات کمک خواهد کرد.

آنچه گفته شد در تایید ائتلاف و نکات مثبت آن بود. اما این نکته را نیز باید دانست که تاریخ سیاسی «مردمی» ایران، تاریخ مبارزات است، و نه انتخابات. مبارزه مستلزم روحیه ای خاص و انقلابی است. روحیه ای که تحمل و مدارا در آن جایگاه کوچکی دارد و در عوض انعطاف ناپذیری، دیسیپلین، و «عدم سازش» مثبت تلقی می شود. این گونه سیاست ورزی سرشار از ارزش ها و معنویات است و اگر در آن صحبت از قدرت، منافع، سازش شود، بدون در نظر گرفتن ساز و کارهای واقع گرایانه سیاست، شنونده را دچار سوءتفاهم، کراهت و حتی گاهی اشمئزاز می کند!

با این وصف اگر بخواهیم دمکراسی را در کشورمان نهادینه کنیم باید از مرحله ائتلاف نیز گذر کنیم. آنرا تجربه کنیم و بیازماییم. شاید دچار اشتباه شویم، اما مطمئنا در نهایت به نتیجه مطلوب خواهیم رسید.

November 16, 2006

اندر باب تحریم انتخابات و تحریمی ها

images.jpg

هومر سیمپسون می خواست سیم تلویزیون کابلیشون رو قطع کنه. از تیر برق بالا رفت و دید سه تا کابل هست: قرمز، زرد، سبز
اول کابل قرمز رو امتحان کرد و برق به شدت پرتش کرد پایین. بعد با زحمت خودش رو کشید بالا و این بار سیم زرد رو انتخاب کرد. تا بهش دست زد بازم برق پرتش کرد پایین. این بار نفس نفس زنان و زخمی خودش رو رسوند بالا و گفت خب حالا سیم... قرمزو امتحان می کنیم!!!
و بعد سیم زرد
و بعد سیم قرمز
و بعد سیم زرد
....

و بعد برق همه شهر رفت.

November 20, 2006

آموزش یا پرورش؟!

تازگی ها فهمیده ام که اقلیت های به رسمیت شناخته شده مذهبی هم باید در کلاس های درس معارف اسلامی و دروس عمومی اسلامی دیگر در دانشگاه شرکت کنند. راه گریزی هم ندارند. باید همین ها را امتحان بدهند. و البته اگر عاقل باشند باید به روی خودشان هم نیاورند که معتقد به دینی که دارند فرا می گیرند نیستند. غالبا هم به نحوی مذهبشان مورد خطاب قرار می گیرد و مسائلی را می شنوند و باید بیاموزند که نه اعتقادی به آن دارند و نه خوشحالشان می کند!
چندی است به این فکر می کنم که دانشگاه های ما مکانی برای فراگیری دانش نیست، بلکه منظور اصلی تحمیل افکار خاصی است. بنابراین بعضی اندیشه هایی که به ناچار تدریس می شوند باید جرح و تعدیل شوند و بعضی دیگر با شدت و اصرار بیشتری آموزش داده شوند و به مناسبت های مختلف تکرار گردند.
مثلا عنوان های مختلف دروس اسلامی کنار هم ردیف می شوند بدون اینکه محتوای درسها با هم تفاوتی کنند.
در اینجاست که ایجاد بعضی رشته های تحصیلی برای چنین سیستم آموزشی مشکل ساز می شوند. برای مثال چرا باید رشته مطالعات زنان در دانشگاه تاسیس کرد؟ اصلا مطالعات زنان به چه درد می خورد؟ وقتی با اصل این سوال مشکل داریم، گرایش های این رشته می شوند: زن در خانواده، حقوق زن در اسلام، تاریخ زنان
اما از اینها جالبتر این است که رشته الهیات و معارف اسلامی با گرایش فقه شافعی، فقط برای اهل سنت ایجاد شده است! گویا کس دیگری جز اهل سنت نباید از آن سر دربیاورد. و البته برعکس این قضیه ظاهرا صادق نیست و گرایش های دیگر رشته الهیات، شیعه و سنی ندارد!

November 23, 2006

سیاست خارجی ما و باغ قلهک

کشورهایی که سیاست خارجی جهان سومی (A) و پرستیژی دارند با کشورهایی که سیاست خارجی شان در دنیا لج همه را در آورده و معمولا کسی توانایی مقابله با آن را ندارد (B) یک تفاوت هایی دارد. مثلا:
کشور جهان سومی(A): نگاه می کند که سفارت آن کشور لج درآر در کدام خیابان است. بعد اسم آن خیابان را به نام شهیدی که علیه نظام آن کشور مبارزه کرده و و در کشور لج درآر منفور است نام گذاری می کند. (منظورم مصر نیست. منظورم خیابان بابی ساندز است و سفارت انگلستان)
واکنش کشورB: هیچ!

مثال دوم:
کشور A: باغی که محل سکونت اعضای شماست (یعنی کشور B)و شونصد سال پیش به شما واگذار شده و تا کنون هم هیچ ادعایی در باب آن از طرف ما مطرح نبوده مال شما نیست. آن را دزدیده اید. یالا پسش بدهید! (در ادامه نمایندگان مجلس هم وارد می شوند و نامه می نویسند و تصرف غیر قانونی باغ را توسط دولت B محکوم می کنند.)
واکنش کشور B: هیچ!

مثالها زیاد است. کاش یک روزی سیاست خارجی کشور ما هم با توجه به منافع و مصالح ملی مثل کشورهای گروه B می شد.

November 29, 2006

الگوهای فرزندان ما

بعضی جاها برای بچه هاشون سوپرمن و بت من و اسپایدرمن و همچنین سیندرلا و سفید برفی را الگو می کنند.
بعضی جاها هاچ زنبور عسل و یک سری بچه های مادر گم کرده را برای نسل فردا الگو می کنند.
و بعضی جاهای دیگر پت پستچی، باب بنا، نیک مکانیک، سام آتش نشان، نادی راننده تاکسی، و... مردم عادی دیگر را.

شما باشید طبق کدام الگو عمل می کنید؟

ائتلاف بزرگ و زنان

لیست نهایی ائتلاف اصلاح طلبان اعلام شد. لیستی که بر خلاف آنچه ابتدا گفته می شد با لیست حزب اعتماد ملی مشترک است. در واقع ائتلاف بزرگ میان اصلاح طلبان انجام گرفته و این خود طلیعه یک پیروزی بزرگ است، چرا که آنها آموخته اند اهداف بلندمدت و کوتاه مدت و همچنین اولویت ها و خطوط قرمز خود را بازشناسند و سازش مثبت و ائتلاف را تجربه کرده اند.

اما نتایج انتخابات هر چه باشد، آموختنی های بسیاری همچنان باقی مانده اند. لیست پانزده نفره اصلاح طلبان در تهران تنها سه کاندیدای زن دارد. هر چند این پانزده نفر غربال شده و «ائتلافی» هستند، لیکن تعداد کاندیداهای زن مورد توافق، ابتدا بیش از سه تن بود، و در جریان این ائتلاف بزرگ که تعدیل های نهایی صورت می گرفت، اولین گزینه هایی که باید تعویض یا کنار گذاشته می شدند، باز هم زنان بودند.

کنگره مشارکت این حزب را مکلف کرده بود که در انتخابات شوراها سی درصد لیست انتخاباتی را به زنان اختصاص دهند و با توجه به اینکه لیست این انتخابات قرار بود ائتلافی و در تعامل با دیگر احزاب اصلاح طلب باشد، مقرر شده بود که مشارکت تلاش خود را در رایزنی با سایر احزاب برای گنجاندن نام زنان دست کم تا سی در صد ظرفیت لیست، بنماید. در واقع یک سوم لیست را باید زنان تشکیل می دادند. یعنی پنج نفر. در لیست کنونی سه زن حضور دارند.

حالا چه می توان کرد؟ شاید در لیست فعلی کاری که بتوان برای زنان انجام داد این باشد که زنان کاندیدا را در صدر لیست قرار دهیم. کاری که مانند اختصاص دادن سهمیه به زنان در فهرست های انتخاباتی، به احزاب توصیه می شود. زنان را کم اهمیت ندانیم. آنان می توانند در صدر لیست باشند.
اما مهمتر از آن این است که زنان در احزاب دیگر تلاش کنند درون حزب خود موقعیت خود را بهبود بخشند. به راهکارهایی مانند تحمیل کوتا سیستم یا سهمیه برای زنان به ساختار حزب خود بیاندیشند.
گذشته از مسائل سیاسی، موضوعات دیگری وجود دارد که می تواند زنان را در همه احزاب با یکدیگر همصدا و متحد کند.

اکنون که با رسیدن به این ائتلاف در واقع اولین پیروزی انتخاباتی را پیش از انتخابات به دست آورده ایم، حمایت تمام و کمال از لیست و رای دادن به همه این پانزده نفر حتمی است، اما آموختنی ها را باید آموخت.

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007