« April 2006 | صفحه اول | June 2006 »

May 2006 بايگاني

May 25, 2006

دوباره

دوباره شروع می کنم به نوشتن. ولی انتظار نداشته باشید که در مورد مسائل روز بنویسم. شاید برای دور شدن از این مسائل به اینجا پناه بیاورم.

May 27, 2006

بشر اولیه

نماينده‌ي جيرفت و عنبرآباد گفت: پس از 28 سال از پيروزي انقلاب، روستايي در نزديكي عنبرآباد كشف شده كه مردم آن‌جا همانند مردم نخستين غارنشين هستند.


به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) حجت‌الاسلام علي زادسر در جمع خبرنگاران خاطرنشان كرد: بسيار متاسف و شرمنده هستم كه بايد بگويم پس از 28 سال از پيروزي انقلاب، سربازان گمنام وزارت اطلاعات در زمستان سال 84 روستايي را در 120 كيلومتري شهرستان عنبرآباد كشف كرده‌اند كه مردم آن همانند مردم نخستين غارنشين و برهنه هستند و با برگ درخت تغذيه مي‌كنند.

وي با بيان اين‌كه اين روستا «پير نكوئيه» نام دارد، گفت: ساكنان اين منطقه كشف شده حدود 200 نفر هستند كه در كوه زندگي مي‌كنند و هرگز از دره‌ها و بيشه‌هاي محل سكونت خود خارج نشده‌اند.

نماينده‌ي جيرفت و عنبرآباد يادآور شد: طبق اظهارات برخي مسوولان كه به آن‌جا رفته‌اند، ساكنان اين روستا بدون هيچ اطلاعي از خدا، دين اسلام و ولايت ندارند و هرگز در عمر خود وسيله نقليه نديده‌اند و از هيچ دارو و دكتري هم استفاده نكرده‌اند.

اولش فکر کردم قبل از این 28 سال همه مردم کشور مثل بشر اولیه زندگی می کرده اند. بعد دیدم مهمترین مسائل و محرومیت های این مردم عدم اطلاع از خدا، دین اسلام، و ولایت است! و البته ندیدن وسیله نقلیه و دارو و دکتر.

انسان واقعا به فکر می رود.

May 28, 2006

بقالی

صبح بود. عجله داشتم. رفتم به بقالی یا به عبارتی سوپر محلمون. یک نوشابه برداشتم، گفت می شه 250 تومن.
گشتم یک دویست تومانی ته کیفم پیدا کردم. ولی پنجاه تومانی پیدا نمی شد. آخرش یکی از این شکلاتهای فرمند که جای پول خرد بهم داده بودند آمد توی دستم. دادمش به فروشنده و گفتم بیا پول خرد ندارم!

May 29, 2006

عاقبت این نردبان افتادنی ست

ابله است آن کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست

مولانا

May 30, 2006

سرود ملی

چند وقت پیش اولین سرود ملی ایران را شنیدیم. سرودی که آهنگساز آن یک مستشار فرانسوی است و اوایل متن نداشته. البته موسیقی شورانگیز و زیبایی هم دارد.
اما اولین سرود ملی ایران ظاهرا این نبوده است. اولین بار که ناصرالدین شاه به سفر فرنگ رفته بود، هیات ایرانی متوجه شد که هنگام ورود رسم است که سرود ملی دو کشور نواخته شود. اگر اشتباه نکنم انگلیس بود.
ولی ایران که سرود ملی نداشته! پس چه باید کرد؟ بعد از کلی فکر به این نتیجه می رسند که این خارجی ها که فارسی بلد نیستند پس هر چه بخوانند آنها نمی فهمند.
موقع ورود، در مراسم رسمی منتظر سرود ملی ایران بوده اند. سرودی که انتخاب شد از این قرار بود:
عمو سبزی فروش
(یه عده از جمع): بله!
سبزی کم فروش
-بله
سبزی آش داری؟
-بله
...
گفته شده که این سرود مورد استقبال میزبانان قرار گرفت. احتمالا از اینتراکتیو بودنش خوششان آمده بود!!

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007