« March 2006 | صفحه اول | May 2006 »

April 2006 بايگاني

April 6, 2006

بدون عنوان

چرا این طوری شده م؟ چرا حوصله نوشتن ندارم؟ نمی دانم. امیدوارم زودتر دوباره سرحال بیایم و بنویسم.

April 13, 2006

تخدیر افکار

وقتی وضعیت جنگی می شه، یعنی وقتی احساس ناامنی غلبه می کنه و همه منتظر وقوع یک حادثه هستند، صحبت از مفاهیمی که بهش اعتقاد داریم مسخره می شه. شایدم هابز درست می گفت که اولین نیاز انسانها احساس امنیته.
توی تاریخ هر وقت که سیاستهای میلیتاریستی و امپریالیستی گسترش پیدا می کرد، اندیشه پویا تعطیل می شد. بعد از زمان افلاتون و ارستو که اوج اندیشه سیاسی بود، با حمله اسکندر بساط فکر، آزادی و سیاست پویا برچیده شد تا.... سالهای سال بعد.
فکر که تعطیل شدنی نیست. اتفاقی که میافته اینه که مسیرش عوض می شه. دیگه به جای صحبت از آزادی، از دموکراسی، از حقوق مردم، و مشارکت سیاسی، بحث عرفان و تصوف و انزواگرایی و عزلت گزینی پیش میاد. دوران اپیکوریها و کلبی ها شروع می شه. انگار افکار خسته و ناامید نیاز به آرامش دارن. نیاز به مخدری دارن که این دوران رو -که معمولا طولانی هم هست- بگذرونن.
همیشه توی تاریخ همین طور بوده. تعجبی نداره که ببینیم امروز هم همین اتفاق می افته. همینجا. بین خودمون.

April 20, 2006

انتخابات

انتخابات شوخیه؟ یا فقط کسان خاصی باید توش شرکت کنن؟ انتخابات به درد مردم نمی خوره؟ سرنوشت شون رو تغییر نمی ده؟ روی زندگیشون اثر نمی گذاره؟

سال گذشته میدون هفت تیر پر از آدمهایی بود که بی تفاوت رد می شدن. بچه های ستادهای طرفدار معین عابران رو دعوت می کردن که به حرفاشون گوش بدن، بحث کنن، کارتها و پوسترهاشون رو بگیرن. بعضی از عابران سعی می کردن تا حد ممکن دور از اونها حرکت کنن، انگار که مریضی یا ویروسی بود که ممکن بود بهشون سرایت کنه. پلیس اجازه نمی داد بچه ها قدم توی پیاده رو بذارن.
مگه عابران صلاح خودشون رو تشخیص نمی دادن؟ مگه منافع و خواست خودشون رو تشخیص نمی دادن؟ مگه آزادی اجتماعی خواست اون دخترهایی نبود که از امروز باید به خاطر نوع پوشش شون حساب پس بدن؟ پس چرا به نظر اونها بچه های ستاد معین دور بودن؟ چرا به نظرشون انتخابات یه ژست روشنفکرانه بود؟ یا شاید به نظرشون انتخابات یه عمل ارتجاعی بود؟ چرا؟

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007