« این قالیباف چلچراغی!! | صفحه اول | بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود...* »

برف

دیشب یک برف حسابی آمد. البته شاید فقط این طرفها (مناطق کوهستانی تهران) برفش حسابی بوده باشد. تکه های درشت برف، همانقدر که زیبا بود، مشکل ساز هم بود. مردم که به رانندگی در خیابانهای خشک و هوای غیر بارانی-برفی عادت دارند، و با روشهای من درآوردی و نیست در جهان سعی می کنند از هم جلو بزنند تا زودتر به مقصدشان برسند، در خیابانهای لیز و یخزده هم از همان روشها می خواهند استفاده کنند و گاهی دردسرساز می شوند.
برف دیشب خیلی هم طول نکشید و با وجود اینکه بارش آن چندان طولانی نبود، خوب بر زمین نشست. امروز هم که آفتابی است و بعضی جاها برفها آب شده اند، ولی جاهای سردتر، به جای آب شدن، یخ زده اند.
تازگی شهرداری سطلهای بزرگی کنار خیابانها قرار داده که روی آن نوشته «شن مخصوص» برای برف و یخ. یادم است که در یک کشور دیگر، صبح های سرد که دما به پایین تر از سه درجه سانتیگراد می رسید، چه برف آمده باشد، یا باران، یا هیچی نباریده باشد، دانه های صورتی نمک های مخصوص روی پیاده روها باعث می شد که عابران پیاده لیز نخورند. تهران که از شر پیاده رو راحت است!! همین قدر که کنار خیابان شن مخصوص قرار داده شده که وقتی برف بارید ماشین ها لیز نخورند، کلی مایه قوت قلب است.
با این وجود هنوز آن طرح های ابتکاری و منحصر به فرد سر جای خود هستند و از این بابت «هویت فرهنگی» ما آسیبی ندیده. کدام طرح ها؟ امروز هم طبق معمول هر ساله دیدم که کارگران شهرداری، با بیل از کنار خیابانها برف و یخ را قلمبه قلمبه در می آورند و می اندازند وسط خیابان! نمی دانم اصل و ریشه این کار به چه بر می گردد، ولی مطمئنم که همیشه اصل بر این است که سطح خیابانها از برف و یخ پاک شوند. حالا یک سری ماشینهای مخصوص شهرداری سطح خیابانها را تمیز می کنند، و چند ساعت بعد کارگران شهرداری با بیل برف ها را دوباره وسط خیابان پهن می کنند تا خوب و یکنواخت یخ بزند! ولی نه این بار یک چیز جالب تر هم دیدم که بر می گشت به همان سطلهای «شن مخصوص». اول سطح خیابان را پاکسازی می کردند، بعد دوباره یخ ها به سطح خیابان بر می گشت و در مرحله سوم روی برف های پهن شده در خیابان شن ریخته بودند که زودتر آب شود!
این هم از ابتکارات ما. کاش دوربین همراهم بود. :)

نظرات

کریم ارغنده پور :

امیدوارم این نکته شما که نکته واقعا درستی هم هست به گوش آقای شهردار برسد. سیستم شهرداری ما اگرچه با بوق و کرنا دارد مکانیزه می شود ولی با این شیوه ها که تعدادشان هم کم نیستند مثل این است که از مرسدس بنز برای حمل بار استفاده کنیم!

 

Shahrzad :

چه چیزها که تو نمی بینی! واقعا تو فکر می کنی اگه یخهای حاشیه خیابان را نریزند وسط خیابان کجا باید بریزند؟ توی جوی آب؟ پس اونوقت آشغالها را کجا بریزند؟
یادت باشه که همیشه یه دوربین همراهت باشه. تو بیشتر از ضبط صوت به دوربین همراه احتیاج داری.

 

نرگس :

از این دیدنیها به وفور میشه دید ... چی میشه گفت؟ فقط : ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

 

stalker :

کارهای وارونه.
زندگیهای وارونه.
برف و سپیدی شنی
و خیابان های پر از سرما.
به روزم

 

مجید :

مان از ما ایرانیها و این شهرداری ها. ما هم نمونه های جالبی در مشهد خودمان می بینیم. از آن جمله اینکه ما در اینجا خیابانهایی داریم که بدون اغراق با اسب هم نمی توان از آنها عبور کرد . خیابانهایی داریم که از فرط تنگی و کنده کاریهای اطرافش تنها به یک شانه می توان از آنها عبور کرد و باید خطر آسم را هم به علت گرد و غبار یا تا زانو در گل و لای فرو رفتن را در روزهای برفی و بارانی به جان خرید و با این حال هر لحظه هم باید منتظر دهن باز کردن زمین زیر پا بود و با آیت الکرسی و نذر نیاز از انجا عبور کرد. حال در این اوضاع تصور کنید یک روز صبح کارگران شهرداری را در حال کندن سطح پیاده رو های یک خیابان تجاری می بینید ( که به دلیل موقعیت خود فروشگاهها اقدام به فرش کردن پیاده رو های خود به نحو قابل قبولی کرده اند ) و شاهد طرح زیبا و یکسان سازی معابر و پیاده رو ها هستید!!!

 

Homi :

Hi Delaram, I saw a beautiful picture by you with the name of Tehrane_Barfi in Karim's site. Do you have the full resolution of that picture by any chance that I can get.

Thanks of advance

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007