چندی پیش مطلبی در روزنامه ای دیدم با این مضمون که نوزادی توسط سرنشینان یک ماشین مدل بالا در یک محله بالای شهر رها شده است. کلا مسائل مربوط به انسانها به خصوص کودکان هر چقدر هم اخبار تکراری باشند، تکان دهنده و ناخوشایندند. نمی شود به راحتی از کنارشان گذشت. به خصوص رها کردن یک نوزاد بی پناه و بی دفاع در سرمای زمستان در خیابانهای این شهر شلوغ و وحشی.
چه چیزی باعث می شود که مادری کودک خود را رها کند؟ چه چیزی انسانها را به این نتیجه می رساند که نوزاد معصوم خود را به دور بیاندازند؟ فقر مادی؟ فقر فرهنگی؟ اضطرار؟ چه نوع اضطراری؟
یکی از این دلایل در ایران، روابط خارج از چهارچوب ازدواج رسمی است که اگر منجر به تولد کودکی شود، آن کودک از همان ابتدای تولد و حتی پیش از آن گناهکار شمرده می شود و حقوق انسانی خود را از دست می دهد. در این گونه موارد مادر که تنهاست و آسیب پذیرتر است، نه تنها حمایت اطرافیان و خانواده خود را از دست می دهد و هیچ گونه حمایتی نمی شود که دولت نیز حمایت خود را از او دریغ می کند و تازه با او برخوردی مجرمانه دارد.
فرزندی که پدرش نامعلوم است، شهروند درجه دو نیست، اصلا شهروند نیست و هیچ نوع حقوق شهروندی ندارد. او تبعه ایرانی نیست، شناسنامه نمی گیرد، نام ندارد، نمی تواند به مدرسه برود و تحصیل کند، تحت حمایت هیچ قانون کاری قرار نمی گیرد و به راحتی می تواند مورد بهره کشی قرار بگیرد. او حقوق اجتماعی ندارد، حقوق سیاسی ندارد، نه می تواند انتخاب کند، نه انتخاب شود. چه می گویم، وجودش هم زیادی است. او پیش از تولد حق از بین رفتن هم ندارد، باید زنده بماند و تاوان گناه ناکرده اش را پس بدهد.
در قانون مدنی ایران، وقتی صحبت از تابعیت می شود، یعنی مبنایی که بر اساس آن به افراد شناسنامه تعلق می گیرد، و دارای حقوقی تحت قوانین ایران می گردند، فرزندانی که از مادر ایرانی و پدر نامعلوم متولد می شوند، جایی ندارند. تنها لطفی که شده است این است که فرزندان از پدر «و» مادر نامعلوم که در خاک ایران متولد شده باشند به رسمیت شناخته می شوند و ایرانی محسوب می گردند. بنابراین در قوانین کنونی ایران، نوزادی که در خیابان رها می شوند از جهتی خوشبخت تر از کودکی است که با مادر تنهای خود می ماند.
در دنیای کنونی دولتها به اتباع و مقیمان خود تا جایی که ممکن است امکانات بیشتری می دهند و آنان را از حقوق اجتماعی برخوردار می گردانند تا از بروز مسائل بعدی، از مسائل اجتماعی و جرم و جنایت های معلول آن پیشگیری کنند. در چنین شرایطی است که ما طبق روال معمول خود صورت مساله را پاک می کنیم. وجود افراد را نادیده می گیریم و آنها را محکوم به زندگی می کنیم.
با دیدن اخبار مربوط به نوزادان رها شده، نمی توانم به مسائل کودکان متولد شده از روابط خارج از ازدواج رسمی فکر نکنم.

نظرات
مامان مريم :
دردناکه دلارام... خیلی... و احمقانه است... خیلی بیشتر...
میگم ایمیل ام رو دیدی :دی با وبلاگ تو افتتاحش کردم در وبلاگستان
مامان مريم - December 6, 2006 9:34 PM
سوسن :
درسته ولی باید جوانب دیگر را هم داشت فرزند نامشروع پیش از اینکه چوب نگاه و طرز تفکر جامعه را نسبت به خودش بخورد چوب بی مسولیتی مادر و پدرش را میخورد.و من فکر میکنم اگر انها بی مسولیت نبودند حاضر بودند بچه را سر راه بگذراند؟من هم همین سوال را دارم که چطور یک مادر می تواند اینکار را بکند؟؟
سوسن - December 6, 2006 9:43 PM