« اندر باب تحریم انتخابات و تحریمی ها | صفحه اول | سیاست خارجی ما و باغ قلهک »

آموزش یا پرورش؟!

تازگی ها فهمیده ام که اقلیت های به رسمیت شناخته شده مذهبی هم باید در کلاس های درس معارف اسلامی و دروس عمومی اسلامی دیگر در دانشگاه شرکت کنند. راه گریزی هم ندارند. باید همین ها را امتحان بدهند. و البته اگر عاقل باشند باید به روی خودشان هم نیاورند که معتقد به دینی که دارند فرا می گیرند نیستند. غالبا هم به نحوی مذهبشان مورد خطاب قرار می گیرد و مسائلی را می شنوند و باید بیاموزند که نه اعتقادی به آن دارند و نه خوشحالشان می کند!
چندی است به این فکر می کنم که دانشگاه های ما مکانی برای فراگیری دانش نیست، بلکه منظور اصلی تحمیل افکار خاصی است. بنابراین بعضی اندیشه هایی که به ناچار تدریس می شوند باید جرح و تعدیل شوند و بعضی دیگر با شدت و اصرار بیشتری آموزش داده شوند و به مناسبت های مختلف تکرار گردند.
مثلا عنوان های مختلف دروس اسلامی کنار هم ردیف می شوند بدون اینکه محتوای درسها با هم تفاوتی کنند.
در اینجاست که ایجاد بعضی رشته های تحصیلی برای چنین سیستم آموزشی مشکل ساز می شوند. برای مثال چرا باید رشته مطالعات زنان در دانشگاه تاسیس کرد؟ اصلا مطالعات زنان به چه درد می خورد؟ وقتی با اصل این سوال مشکل داریم، گرایش های این رشته می شوند: زن در خانواده، حقوق زن در اسلام، تاریخ زنان
اما از اینها جالبتر این است که رشته الهیات و معارف اسلامی با گرایش فقه شافعی، فقط برای اهل سنت ایجاد شده است! گویا کس دیگری جز اهل سنت نباید از آن سر دربیاورد. و البته برعکس این قضیه ظاهرا صادق نیست و گرایش های دیگر رشته الهیات، شیعه و سنی ندارد!

نظرات

نرگس :

سلام . ياد دانشگاه بخير . درسي داشتيم به نام ريشه هي انقلاب اسلامي . استاد (حاج آقا ) از اول كلاس تا آخ فقط به هل تسنن فحش ميداد . دوستاي شيعه ام بيشتر عصبي ميشدن ...

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007