دلم بدجور گرفته. مدام در سرم و ذهنم می چرخد که اگر رهبران دنیا با هم سر جنگ دارند، ملتها بی تقصیرند. بچه های ما که معصومانه و بی خبر از همه جا روزها بازی می کنند و شبها معصومانه تر به خواب می روند، بی تقصیرند. یاد تظاهرات بزرگ ضد جنگ در لندن می افتم. بعضی خانواده ها بچه هایشان را توی کالسکه گذاشته بودند و آورده بودند. و پلاکاردهایی که دست بچه ها بود می گفت: NOT IN MY NAME
می شد گفت که آنجا ملت بی تقصیرند، چون صراحتا می گفتند که به اسم ما جنگ راه نیندازید. ولی آیا همیشه ما بی تقصیریم؟
صدای ما شاید صدای گنگ و مبهمی است که در هیاهو گم می شود. شنیده نمی شویم، و تاریخ درباره سکوت ما قضاوت خواهد کرد.
راستی خانواده تیبو یادت هست؟ آخرهای جلد چهارم

نظرات
توحيد( روزهاي سابق!) :
نمي دانم چرا هميشه از فعالان جنبشهاي سبز، از فعالان ضد جنگ و صلحطلبان چشم و گوش بسته و دهنباز حالم تا اين حد به هم ميخورد.
اما خير! ملتها هيچوقت بيتقصير نيستند. هر چند در نگاهي کلانتر و فسفلي آدمها به شکلي رندوم و تصادفي بر گسترهاي وسيع پخش شدهاند، اما در مقابل ايستادگي بر اين ظلم و نا برابري سيستمي البته که همه مسئولاند.
آدرس جديد وبلاگتان را کاملا اتفاقي و از طريق گزارش مرکز مطالعات معاونت وزارت ارشاد در مورد وضعيت وبلاگ هاي سياسي اجتماعي فارسي پيدا کردم.
شايد نياز به گفتن ناشد که چقدر خوشحال شدم وقتي ديدم هنوز مينويسيد.
عجيب است اين نوستالژي آدمهاي دنياي مجازي..
موفق و سلامت باشيد.
توحيد( روزهاي سابق!) - February 11, 2006 3:04 PM
توحيد :
راستي سوء تفاهم نشه. منظورم شما نبودينا.
تا اونجا که يادمه شما جز سبزها و ... اينها نبودين.
مشارکتي و سبزها.؟!
توحيد - February 14, 2006 2:22 AM