« بسیج در دورانهای مختلف | صفحه اول | ایستگاه اتوبوس »

سهم من از دموکراسی؟

وقتی اون برگه ها رو می دیدم که نوشته بود «یک برگ رای سهم من از دموکراسی»، خیلی فکر می کردم. آیا واقعا سهم من از دموکراسی همینه؟ سهم آزادیم همینه؟ سهم حقم و سهم تکلیفم؟
بحثی نیست که این یک قسمت مهمش هست. ولی مطمئنا همه ش نیست. به خصوص وقتی دموکراسی ما اون طور که می خوایمش استقرار پیدا نکرده هنوز. ما روزنامه هامون رو نتونستیم در این شبه دموکراسی حفظ کنیم. تقصیری هم نداشتیم. NGOهامون به محض اینکه فضا رو نامناسب دیدن بدون هیچ تذکری با میل و رغبت خودشون «کم فعال» یا «نافعال» شدن. جنبش زنانمون تقریبا خوابید. بعد از انتخابات یک چیزی رشد کرد، اونم تمایل برای ایجاد احزاب و جبهه ها و گروهها بود، ولی همون چهار تا حزب موجود وضعشون وخیمه. یا از نظر ساختاری، یا فکری، یا سیاسی، یا مالی، یا...
سیاست در همه جا هزینه داره. هزینه جانی، آبرویی، مالی و... در ایران شکل سیاست مثل جاهای توسعه یافته نیست. سیاست تنها کسب قدرت معنی نمی ده. اینجا سیاست یک راه دشواره که برای رونده ش نه دنیا داره و نه آخرت. ولی نباید این طوری بمونه. در کشور ما نفس کشیدنمون هم سیاسیه. باور نمی کنین؟
در این سیاست، جایگاه من این بود که به سهم خودم حامی دموکراسی باشم. سهم من این بود که وقتی تشخیص دادم کار درستیه رای بدم، سهمم این بود که نهادهای مدنی رو به اندازه خودم تقویت کنم. یا با عضویت توشون، یا با هر کاری که به حفظشون کمک می کرد. سهمم این بود که روزنامه هامون و روزنامه نگارانمون رو حمایت کنم. یادم نمی ره وقتی روزنامه ها رو فله ای تعطیل می کردن، عده زیادی بیکار شده بودن و به عبارتی داشتن هزینه استقرار این شبه دموکراسی رو می دادن. این هزینه فقط مالی نبود. اونها امنیت شغلی و آرامش زندگی و راحتی خانواده شون رو هزینه کرده بودن. و برام جالب بود که مردم تنهاشون نگذاشتن.
حفظ نهادهای مدنی مختص روزهای پرشور و آزاد نیست. اتفاقا این نهادهای نوپا در روزها سخت نیاز به حمایت و کمک دارن.
سهم من چیه؟ من چطور کمکی می تونم به پایه های دموکراسی بکنم؟ به پایه هایی که اگر نه امروز، یک روز نه چندان دور، اگر وجود داشته باشن، می تونن ستونهای دموکراسی باشن.
سهم من چیه؟ چقدر حاضرم هزینه کنم؟
شما چطور؟ سهمی دارید؟
...ادامه دارد...

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007