با توجه به مخالفت ها و موافقت هایی که دوستان نسبت به جلسه هفته پیش وبلاگ نویسان ابراز کرده بودند، و با توجه به بحث هایی که در مورد سیاسی بودن یا نبودن وبلاگها، حوزه عمومی یا حوزه خصوصی بودن آنها، تفرد یا تجمعشان، توهم زدگی یا واقعگرایی صاحبانشان، مجازی یا حقیقی بودن وبلاگها و نویسندگانشان، و غیره مطرح شده، به خصوص با خواندن کامنت محمد جواد روح به نوشته آب باریکه، در کنار دیگر توضیحات پیرامون این جلسه، نکاتی به ذهنم رسید که بی انصافی می دانم اگر مطرح نکنم.
در مطلب قبلیم نوشته بودم که منتقدان باید با حدس و گمان و ایما و اشاره در می یافتند که حضور در مکان یک حزب به دعوت یک کاندیدای سابق ریاست جمهوری بوی سیاست می دهد و اگر از این موضوع ناراحت بودند خوب بود وقت خودشان و دیگران را تلف نمی کردند و نمی آمدند. اما، فکر می کنم انتقاد مهمتری به برگزارکنندگان جلسه وارد است که بهتر است آن را جدی بگیرند و برای برنامه های آینده آنرا در نظر داشته باشند.
1- بارها از سوی حامیان، و برگزارکنندگان توضیح داده شده است که این جلسه موضوع نداشته، دستور کار نداشته و این به عهده خود وبلاگ نویسان گذاشته شده که موضوع بیابند و درباره آن صحبت کنند.
خیلی ببخشید! مگر مردم بیکارند که بیایند پیش شما که خودشان یک جلسه درست کنند و آنرا به مقصدی که معلوم نیست کجاست اداره کنند؟ آیا این واقعا بهانه خوبی است که بگوییم این جلسه هدف نداشته؟ یا مثلا هدفش گردهم آوردن وبلاگ نویسان بوده است؟ مگر خود نویسندگان وبلاگها نمی توانستند برای خود جلسه بگذارند؟ پیشنهاد مشخص من این است که این بار ضمن دعوت از هر کسی موضوع جلسه را هم به طور دقیق برایش روشن کنید. این طوری هر کسی تکلیف خودش را می داند و می تواند آگاهانه برای خودش تصمیم بگیرد و در آخر احساس ضرر و خسران هم نمی کند. مثلا بگویید «به صرف شیرینی و چایی مهمان دکتر معین برای اینکه ایشان می خواهند از همراهی شما در زمان انتخابات تشکر کنند»، یا «تریبون آزاد وبلاگ نویسان نزدیک به ما و آنهایی که وبلاگشان را می خوانیم است» یا هر موضوعی که از قبل در مورد آن فکر شده باشد.
2- اصرار عجیبی از سوی برگزارکنندگان وجود داشت که موضوع سیاسی نیست.
خب پس چیست؟ اقتصادی؟! اجتماعی؟ علمی؟ تخصصی؟ صنفی؟ معلوم است که هیچ کدام از اینها درست نیست. شاید بهتر بود بدون هیچ ناراحتی و یا عذاب وجدان اعلام می شد که «می خواهیم ارتباط دوستانه مان را با شما حفظ کنیم». فکر می کنم عده زیادی هستند که از شفافیت خوششان می آید و از بازی خوردن ناراحت می شوند. اگر این جمله که بوی صداقت می دهد گفته شود، خیال خیلی ها راحت می شود. مطمئن باشید. اگر هم نشد، تکلیف خودشان را می فهمند و برگزارکنندگان هم تکلیف خودشان را می فهمند.
3- وبلاگ نویسان را دعوت می کنیم و با هم چای می خوریم، گپی می زنیم، فحشی می خوریم، بعد هم می رویم خانه هامان. بنا نیست به هدفی برسیم. تمایل نداریم بیش از این هم کاری کنیم. از دست وبلاگ نویس که کاری ساخته نیست. این را هم ما می دانیم و هم آنها. بیش از این هم توهمی بیش نیست! فقط آنها را می بینیم. نه سیخ می سوزد و نه کباب!
ای برگزارکنندگان، برای چی پس این جلسات را برگزار می کنید و به دنبال ادامه دادنش هم هستید؟ ای دعوت شدگان، پس برای چه به این جلسات تشریف می برید؟
و اما یک نکته دیگه که اگر نگم خفه می شم:
اول می خواهیم وبلاگ را تعریف کنیم و بعد طبق آن تعریف برایش کارویژه تعیین کنیم و پا را هم از خط فراتر نگذاریم. می گوییم وبلاگ یعنی اینکه تفرد، پس نباید جمع برایش درست کرد. می گوییم وبلاگ یعنی حوزه خصوصی، پس نباید عمومیش کرد. می گوییم وبلاگ یعنی محیط مجازی پس نباید به واقعیت آلوده شود.
به این هم توجه کنیم که وبلاگ رسانه ای است که تکنولوژی برایمان فراهم کرده. بنا بر نیاز ما می تواند تعریف های گوناگون و جدید پیدا کند. نیازهایمان را بشناسیم، استفاده مان را ببریم.

نظرات
ساروي كيجا :
از اون نكته اي كه اگه نمي گفتي خفه مي شدي خيلي لذت بردم . ديدگاه دقيق و ظريفي بود .
ساروي كيجا - December 4, 2005 2:14 PM
کاوه :
سلام. در مورد قسمت آخر متن تون که می گید وبلاگ شخصی هست. چرا؟ آیا واقعا همه وبلاگ ها باید شخصی باشند؟ ببینید، وبلاگ یک وسیله ارتباطی است. و به نظر من این رسانه ها می توانند به عنوان ابزار هماهنگی اکثریت خاموش استفاده شود. می دونید رکن اصلی که در کشور های اروپایی که از حقوق مردم و افراد دفاع می کنه چیه؟ به نظر من سازمان های غیر دولتی، ان.جی.ا ها هسنتد. فکر می کنم با این تا حدی موافق باشید. ولی نکته من اینه، قدرتی که این سازمان ها دارند برای دفاع از حقوق مردم از کجا می یاد؟ دقت کردید؟ از آدم هایی که حمایتشون می کنند. قدرت سازمان یافته ی افراد عادی. تو اینجا اون قدر آزادی عمل تو محیط اجتماع برای ایجاد چنین سازمان هایی وجود نداره. بلاگ ها و کلا نت فعلا می تونه این خلا رو پر کنه. راستی، خانواده شما(غنیمی فرد) خیلی متنوع هستش، و تمام اون هایی که من می شناسم آدم های فوق العاده ای هستند. بهتون تبریک می گم.
:)
----
پاسخ: نمی دونم چطوری برداشت کردین که من وبلاگ رو شخصی می دونم. به نظر من وقتی چیزی منتشر می شه دیگه شخصی نیست. ولی اگر کسی می خواد وبلاگش شخصی باشه خب باشه، اشکالی نداره اون هم. فکر کنم متن رو دوباره بخونید، متوجه می شید که منظورم نقد اون دیدگاهی بوده که شما هم بهش انتقاد دارید.
کاوه - December 6, 2005 12:51 AM
amateur :
Its good information, thank.
amateur - May 19, 2006 11:52 AM