ماجرای جلسه وبلاگ نویسان با دکتر معین از اولش برای من با جریانات جالبی شروع شد. وقتی دیدم مبایلم زنگ خورده ولی «صاحب زنگ» را نمی شناسم، شروع کردم به شماره گرفتن. به خانمی که گوشی را برداشت خودم را معرفی کردم و پرسیدم چه کاری داشته اند که شماره ام را گرفته اند. آن خانم جواب داد که لطفا به «آقای غنیمی فرد» بگویید که روز ... ساعت ... دعوت شده اند که جلسه وبلاگ نویسان با آقای دکتر معین. بعد هم تاکید کرد که حتما این پیغام را به آقای غنیمی فرد برسانم!!!! من هم زرنگی کردم و از آنجایی که هیچ کدام از آقایان غنیمی فرد که می شناسم وبلاگ ندارند، پیغام مربوطه را به ایشان نرساندم و خودم به این جلسه رفتم ببینم چه خبر است :)
متاسفانه دیر راه افتادم و کلی هم در ترافیک ماندم و آخرهای جلسه بود که به آنجا رسیدم. خیلی از دوستان را دیدم و خوشحال شدم، ولی چون دیر رسیده بودم حرفی هم برای گفتن نداشتم و بیشتر شنیدم. ولی حالا که به همه آن حرفهای شنیده شده و گزارشهای داده شده در وبلاگ ها فکر می کنم، یک نکات بامزه ای را می توانم ببینم و حیف است که ننویسم.
راستش فکر کنم اعتراض و منفی بافی مد شده باشد. بعضی از دوستان عزیز وبلاگ نویس با نفس جمع شدن وبلاگ نویسان در کنار هم مخالف بودند. خب پس چرا خودشان اینجا حضور داشتند؟ لابد ناخودآگاه قبول داشته اند که چنین جمعی بعضی نکات مثبت را دارد و بنابراین در آن حاضر شده بودند. بعضی ها به سیاسی بودن قضیه اعتراض داشتند. من هم می خواستم بیش از همه روی همین نکته فرعی صحبت کنم. خود دکتر معین اصرار داشتند که این جلسه سیاسی نیست به خصوص اینکه ایشان دیگر کاندیدا نیستند و با وبلاگ نوشتن هم نمی شود خیلی کار شاق سیاسی کرد. و به خصوص تکذیب می کردند که اشخاصی به نام «ه.خ» یا «م.ت» در برگزاری جلسه نقشی داشته اند، و می گفتند که فقط خود «م.م» و «ح.س» برگزار کننده جلسه بوده اند و بس. ضمنا ایشان می گفتند که این جلسه بیشتر به خاطر تشکر از وبلاگ نویسانی بوده که در جریان انتخابات از ایشان حمایت کرده اند.
البته من همه حرفهای دکتر معین و دکتر خانیکی را قبول دارم. ولی خب لابد برای وبلاگ نویس مدعو این سوال پیش آمده که اگر یک کاندیدای سابق ریاست جمهوری یک شخصیت سیاسی نیست پس چیست؟ و چرا باید ملاقاتش با وبلاگ نویسان در محل یک حزب انجام گرفته باشد؟ هر چند بدانیم که آن کاندیدا برای قدردانی وبلاگ نویسان را دعوت کرده و هر چند بدانیم در گذشته و حال آنجا دفتر دکتر معین بوده است، به هر حال این سوالی است که ممکن است پیش آمده باشد. ولی پیرو این سوال من هر چه فکر کردم نتوانستم ربط منطقی آن را با آمدن معترضین بفهمم. خب اگر کسی واقعا انقدر از سیاسی بودن قضیه ناراحت است، اصلا چرا به جلسه آمده؟ می خواسته اعتراف بگیرد؟ می خواسته اعتراض خود را به گوش دیگران برساند؟ می خواسته بقیه وبلاگ نویسان را ببیند؟ خب خودش یک قرار وبلاگی در یک پارک، کوه، کافی شاپ، می گذاشت و در کمال غیر سیاسیت جلسه را برگزار می کرد.
نمی دانم! خیلی برایم قابل درک نیست. به نظر من این برخوردها وقت تلف کردن است. بهتر است تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم. اگر معترض جلسه هستیم، نیاییم. اگر موافق آن هستیم وقت را نکشیم. اگر به هر حال معتقدیم که این وبلاگ نویسان روزنامه نگار سیاسی مشارکتی که فضای وبلاگ ها را هم آلوده کرده اند ارزش آنرا دارند که در کنار ما قرار بگیرند، خب پس اعتراضمان چیست؟ می خواهیم آنها را تغییر دهیم؟
جمع بندی من این بود که نفس برگزاری این جلسه بسیار خوب بود و امیدوارم ادامه پیدا کند. اما در ضمن نگرانم که این کار هم مثل بقیه کارها با یک مانع عظیم مواجه باشد که آن، مانع درونی خود ماست.
گزارش های دیگر: 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 -
و عکسها

نظرات
ب . م :
چقدر خوب ایکاش من هم بودم
اگه بودم میتونستم ازشون چیزی یاد بگیرم .
ب . م - December 1, 2005 10:40 PM
محمد جواد روح :
در این مورد بحثی در وبلاگم انجام داده ام که اگر بخوانید و نظر دهید؛ استفاده می کنم.
محمد جواد روح - December 1, 2005 10:49 PM
nader :
درد وبلاگستان امروز ما توجه بيش از حد به برخي وبلاگهاست.وبلاگهايي كه فاقد محتوا هستن اما تنها به صرف معروف بودن و روزنامه نگار بودنشون اعتبار خاصي پيدا كردن و متاسفانه همين افراد هستن كه در اثر توجه زياد ادعاي جريان سازي در وبلاگستان رو دارن.متاسفانه به دليل ارتباطي كه با اكثر اين به ها دارم نمي تونم برات مثال بزنم اما با كمي توجه در وبلاگهاي روزنامه نگارها مي فهمي كه خوندنش جز اتلاف وقت فايده ديگه اي نداشته
nader - December 1, 2005 11:02 PM
حنيف :
من هم كاملا موافقم، از انتقادات بعضي از دوستان اين به ذهنم رسيد كه بعضي كه تا اين حد اين جلسه را پيش پا افتاده ميدانستند چرا اصلا آمدند، تازه بعضي كلي هم اظهار نظر ميكردند در جلسه ولي اخرش ميگفتند كه جلسه فايده نداره، جل الخالق ......
حنيف - December 3, 2005 7:39 AM
susan :
گاهی وقتها اسیر ژستهای مد بازار می شویم,گاهی هم از سر نادانی ,که ادعا می کنیم سیاست و سیاست ورزی گنداب متعفنی است که دامن ما به آن آلوده نیست,در حالی که سیاسی می نویسیم و در محافل سیاسی هم پایه ایم!
susan - December 5, 2005 8:10 PM
abbas :
salam,
Weblog jadid raftar syasi yek raies jomhor, neveshteh Dr khorasani ro bad nist bebinid:
http://raftarsyasiraies.persianblog.com/
bye
abbas - January 16, 2006 3:48 PM