« دموکراسی، دموکراسی و باز هم دموکراسی! | صفحه اول | پایگاه اطلاع رسانی حزب مشارکت »

چهارچوب فکری

احتمالاتی که به آن فکر می کنم:

انقدر ایدئولوژی زده شده ایم که حتی از فلسفه ای که بتواند پراکنده گویی هایمان را به هم ربط دهد فرار می کنیم.
به یک نوع پریشان اندیشی سیاسی مبتلا شده ایم که قرار گرفتن در یک مبنای تئوریک و داشتن چهارچوبه فکری را از خود دریغ می کنیم.
اسمش را ایدئولوژی نگذارید، ولی به یک مبنای فکری نیازمندیم که سیاست و اقتصاد و فرهنگ مان در آن جا بگیرد و در آن قدرت مانور استراتژیک داشته باشیم.

نظرات

بهرام :

دوست غزیز! اینقدر با تبلیغات فراوان ودادن آدرسهای غلط مارااز کلمه ایدئولوژی وداشتن آن ترسانده اند که انگار طاعون است.دقیقاهم گردن کلفتهایی از بد واخ بودن ایدئولوژی دم میزنند که خودبیش از همه ایدئولوژیک میاندیشند. میگویند"دمکراسی بدون بازارآزاد امکان ندارد" اما اگر کسی بگوید که بازارکوررااز زندگی انسانهابرتر ندانید، کف میکنند که ای وای ایدئولوژی ایدئولوژی.
جای صحبت طولانی دراینجا نیست. مختصر بگویم که ایدئولوژی از نظر من کلی ترین وعامترین نگرش به حهان هستی وروابط پدیده هاست. هیچکس نیست که آگاه یا نا آگاه نگرشی کلی برجهان هستی وروابط موجودات نداشته باشد.یکی میگوید منشاءهستی یک روح یا شعور کلی آگاه است که همه چیزاز مشیت او سر چشمه میگیردوبشریت از جفت گیری یک جفت انسان نروماده پدید شده وانسان در تغییر این مشیت هیچ سهمی نمیتواند داشته باشد، یکی هم معتغد است که هستی درطی تکامل به شکل کنونی درآمده وروابط علت معلولی بین پدیده ها حاکم است وبشر میتواند با آگاهی براین روابط بر اختیار خود بیفزاید واززندگی بهره بیشتری ببرد. روابط اجتماعی جدا از انسان نیست ،ازلی وابدی نیست ومیتوان وباید درجهت سعادت انسانها درآن تغییراتی ایجاد کرد.

 

ساروي كيجا :

اجازه خانم !!! گزينه ي 2 !!!!

 

hossein :

salam man mikhastam dar hezb ozv besham mano rahnamaee mikonin?

 

Ali A. Nakhjavany :

تمایل به عضویت در حزب دارم لطفا راهنمئیم کنید

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007