« زردنویسی | صفحه اول | حجاب زنان! مساله این است؟؟ »

خاطره نویسی از نوع وبلاگی

تا به حال از وبلاگ برای خاطره نویسی هم استفاده شده و معمولا خوب هم از آن استقبال می شود. به خصوص اگر این خاطرات، بازگویی قسمتی از تاریخ باشند که مردم به آن حساسند.

از این جهت خاطره نویسی های نیک آهنگ می توانست -و هنوز هم قابلیت آنرا دارد- که قسمتی از تاریخ شفاهی (یا نیمه شفاهی! یا نیمه کتبی!) معاصر ما باشد. حیف که قسمت هایی از آن همان طور که نوشتم به زردنویسی آلوده شده.
صادقانه نگه داشتن خاطرات وبلاگی کار ظریف و مشکلی است. احتمال دارد که بعد از یکی دو شماره، نویسنده مطابق میل مخاطبش در ارائه خاطرات دست ببرد، یا قسمتهایی را زیر یک ماسک پنهان کند.
پوراستاد هم مدتی قبل خاطراتی از توقیف روزنامه ها را در وبلاگش نوشته بود که خواندنی است.
حنیف دو شماره از خاطرات زندانش را تا به حال به مناسبت هایی در وبلاگش منتشر کرده، که در هر دوی آنها صداقت را می توان لمس کرد. (یکی مربوط به خودکشی در زندان به مناسبت اعتصاب غذای گنجی و یکی به مناسبت سالگرد بازداشتش)
خاطره نویسی از زندان شجاعت می خواهد. به خصوص وقتی فقط یک سال از آن گذشته باشد. برای مخاطب دانستن آنچه در سال گذشته در جایی همین نزدیکی ها، جایی که شاید بارها از کنارش گذشته باشد، بدون اینکه بداند در پستوهای همان اطراف چه می گذرد، خواندنی است و هشداردهنده.
و البته این از مزایای تکنولوژی جدید است که بتوانی خاطراتت را هر وقت اراده کردی برای عموم منتشر کنی.

نظرات

پدر اروند :

سلام بر دلارام عزيز
در مورد نيكان (نيك آهنگ) بايد بگم كه بايد اندكي به وي بيشتر حق دهي! او روزگار خوشي ندارد و دايره نامردمي ها تنها در حوزه سياست گريبان او را نگرفته است!!نيكان سرشار از انرژي و طنازي بود و هنوز هم مي تواند كه باشد ... ببين چگونه بر او تاختند كه اينگونه زردنويس شده است! سرخپوستها مي گويند: پيش از آنكه در مورد كسي قضاوت كني، دو هفته با كفشهاي او بر زمين راه برو ...
موفق باشي

 

ساروي كيجا :

ور ايز ماي كامنت ؟؟؟؟ گفتم مباركه خانم خانم ها ...

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007