موضع گیریهای انواع و اقسام محافظه کاران و اقتدارگرایان در مقابل اصلاح طلبان به خصوص بعد از اینکه موسوی خوئینی ها دبیرکل مجمع روحانیون مبارز شده است، واقعا دیدنی و شنیدنی است. مثلا بادامچیان معتقد است که:
جريان اصلاحطلبي جرياني مرده و محو شده است.
و البته:
مشخص است زماني كه جرياني بميرد ديگر زنده شدني نيست
و خب مسلما:
وقتي حركتي در جامعه از 22 ميليون راي به 1 ميليون راي برسد مشخص ميشود شكست خورده و مرده است و براي زنده شدنش بايد حضرت مسيح(ع) بيايد اما اين مردهها از آنجا كه گير حضرت مسيح(ع) هم نميافتند زنده نميشوند.
و البته جالبتر از همه اینکه:
هر عقيدهاي حتي اگر باطل باشد در دنيا يك سري طرفدار دارد، اما جريان اصلاحطلبي در ايران مرد و به واسطهي حمايتهاي كه بوش و امثال آن از اين جريان داشتند منفور شده است
این از بادامچیان و موتلفه.
اما بشنوید از مجتبی شاکری در جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی:
در اين جريان (اصلاح طلبان) زلزلههايي در حال رخ دادن است و بايد منتظر ماند و نتايج اين زلزلهها را مشاهده كرد
و نسخه پیشنهادی:
عقلاي اصلاحطلب بايد با توجه به نتايج انتخابات اخير متوجه شده باشند كه بايد از اوهام و تفكرات جناحي خارج شوند و به مردم بپيوندند و در تصميمات خود مردم را نيز لحاظ كنند.
از این حرفهای بانمک حالا زیاد گفته خواهد شد که خود مفرح ذات است!
