« سرود مشارکت | صفحه اول | اصولگرایی »

پوست گاو!

دیروز همان شخص را در یک خیابان دیگر، در نقطه ای دیگر از شهر دیدم. مثل دفعات پیش یک پوست گاو بزرگ را باز کرده بود و نگه داشته بود تا همه ببینند و برایش مشتری پیدا شود. نمی توانم تصور کنم که یک روز تمام مثل صلیب بایستی و یک پوست را نگه داری چه احساسی می تواند داشته باشد.

-هر سه تا رو ببر! بهت تخفیف می دم!
-آخه سه تا نمی خوام
-ارزون بهت می دم، هر جوری هم می خوای پولشو بده. چک بده!
-چکی هم می فروشی؟

شاید بعد از مدتی به این نتیجه برسد که یک پایه درست کند و پوست را به آن ببندد.

-فروشت خوبه؟
-آره، بد نیست. خارجی ها خوب می خرن.

بعد از مدتی هم شاید یک دکه یا مغازه باز کند. پوست فروشی! شاید هم نه. هر چه باشد نوع فعلی کسب و کارش مالیات ندارد!

-مبایلم رو داشته باش، اگر یه وقت پوست آهو و ببر و پلنگ هم خواستی میارم!
-از کجا میاری؟
-از پاکستان

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007